دنیای استخدام و کار در ایران، دنیای پیچیدهای است. قوانین، آییننامهها، بخشنامهها و دستورالعملهایی که گاهی با هم تناقض دارند، فضایی ایجاد کردهاند که حتی کارمندان با سابقه هم در آن گم میشوند. حالا تصور کنید کسی که تازه وارد استخدام دولت شده، یا کسی که سالهاست مشغول خدمت است اما حالا با تصمیمی ناعادلانه مواجه شده؛ او چه باید بکند؟
اینجاست که وکیل دیوان عدالت وارد میدان میشود. نه فقط یک وکیل عادی، بلکه کسی که قلبش برای عدالت میتپد، قوانین را بهروز میداند.
در این راهنمای جامع، 25 موضوع کلیدی که هر کارمند دولت، ایثارگر یا کارجو ممکن است با آن روبرو شود را بررسی میکنیم. از ابطال آزمون استخدامی گرفته تا الزام به اجرای قانون مشاغل سخت و زیانآور. هر کدام از این موضوعات، داستانی واقعی از زندگی هزاران ایرانی است که حقشان ضایع شده و حالا به دنبال عدالت هستند.
بخش اول: دعاوی آزمونهای استخدامی و پذیرش
ابطال آزمون استخدامی به دلیل تخلف در برگزاری
وقتی زحمات یکساله با یک تخلف نابود میشود
فرض کنید یک سال تمام برای آزمون استخدامی یک دستگاه دولتی درس خواندهاید. شبها تا صبح بیدار ماندید، کتابها را ورق زدید، کلاسهای آمادگی رفتید و هزینه کردید. روز آزمون با امید و استرس وارد جلسه شدید و بعد از چند هفته، نامتان در لیست قبولیها دیده میشود. خوشحالیتان تمامی ندارد تا اینکه خبری میشنوید: تخلف در برگزاری آزمون!
شاید سؤالات لو رفته، شاید دسترسی نابرابر به منابع وجود داشته، شاید تصحیح اوراق با بیعدالتی صورت گرفته یا شاید نمرات دستکاری شده. هر کدام از این موارد، کافی است تا اعتماد شما به نظام استخدامی خدشهدار شود.
وکیل دیوان عدالت در چنین مواقعی چه میکند؟ ابتدا با بررسی دقیق اسناد و مدارک، نوع تخلف را مشخص میکند. آیا تخلف ساختاری بوده یا فردی؟ آیا بر نتیجه کلی آزمون تأثیر گذاشته یا فقط برخی شرکتکنندگان متضرر شدهاند؟ سپس با تنظیم دادخواست ابطال، به دیوان عدالت اداری مراجعه میکند.
نکته کلیدی این است که ابطال آزمون استخدامی به دلیل تخلف، نیازمند اثبات دقیق است. نمیتوان صرفاً به شایعات یا حدس و گمان تکیه کرد. وکیل دیوان عدالت باید با استفاده از اسناد رسمی، گزارشهای بازرسی، اقرارهای مدیران متخلف یا مستندات فنی، تخلف را اثبات کند.
در سالهای اخیر، آرای مهمی در این زمینه صادر شده. مثلاً آزمونهایی که سؤالاتشان قبل از برگزاری لو رفته بود، یا آزمونهایی که نرمافزار تصحیح آنها خطا داشت. در همه این موارد، وکیل دیوان عدالت توانست با ارائه استدلالهای حقوقی و فنی، رأی ابطال بگیرد.
الزام به استخدام پس از قبولی در آزمون
وقتی قبولی مجوز ورود به استخدام نیست
عجیبترین اتفاق در دنیای استخدامی این است: قبولی در آزمون اما عدم استخدام! بله، متأسفانه این اتفاق میافتد. دستگاههای اجرایی گاهی به دلایل مختلف – از کمبود بودجه گرفته تا تغییر ساختار سازمانی – از استخدام قبولشدگان سر باز میزنند.
این در حالی است که قبولی در آزمون استخدامی رسمی، قرارداد عقد شده بین دولت و شهروند است. وقتی شما در آزمون شرکت میکنید، در واقع پیشنهاد استخدام را پذیرفتهاید و قبولی، یعنی پذیرش این پیشنهاد. حالا اگر دستگاه اجرایی از استخدام شما سر باز بزند، در واقع به تعهد خود عمل نکرده.
وکیل دیوان عدالت در اینجا وارد عمل میشود. با طرح دعوای الزام به استخدام، از دیوان میخواهد که دستگاه مربوطه را ملزم به ایفای تعهد کند. این دعوا نیازمند اثبات سه چیز است: اول، قبولی قانونی و بدون تخلف در آزمون؛ دوم، وجود مجوز استخدامی و پست سازمانی خالی؛ سوم، امتناع غیرموجه دستگاه از استخدام.
تجربه نشان داده که در بسیاری از موارد، دستگاهها با مشاهده جدیت وکیل دیوان عدالت و ارائه دادخواست، ترجیح میدهند قبل از صدور رأی، نسبت به استخدام اقدام کنند. اما اگر مقاومت کردند، دیوان عدالت اداری معمولاً با استناد به اصل حسننظام و قانون مدیریت خدمات کشوری، دستگاه را ملزم به استخدام میکند.
بخش دوم: دعاوی انضباطی و تخلفات اداری
ابطال حکم انفصال از خدمت کارکنان دولت
سنگینترین مجازات اداری و دفاع از آن
انفصال از خدمت، یعنی پایان دادن به زندگی حرفهای یک کارمند. یعنی سالها سابقه، تلاش، آموزش و تجربه، همه یکباره بیارزش شوند. این مجازات آنقدر سنگین است که قانونگذار شرایط خاصی برای آن تعیین کرده.
اما گاهی هیأتهای تخلفات اداری، بدون رعایت دقیق این شرایط، رأی به انفصال میدهند. شاید اتهام اثبات نشده، شاید تشریفات دادرسی رعایت نشده، شاید مجازات متناسب با تخلف نبوده یا شاید اصلاً تخلفی صورت نگرفته.
وکیل دیوان عدالت در دفاع از موکل در برابر حکم انفصال، ابتدا پرونده تخلفات را ورق به ورق بررسی میکند. هر نامه، هر صورتجلسه، هر رأی و هر سند را میخواند. به دنبال نقص میگردد: آیا موکل از حق دفاعیات خود آگاه شده؟ آیا وکیل داشته؟ آیا هیأت صلاحیت رسیدگی داشت؟ آیا رأی با اکثریت آراء صادر شده؟
سپس دادخواست ابطال تنظیم میکند. استدلالهای حقوقی، فنی و گاهی فقهی ارائه میدهد. از آرای پیشین دیوان استفاده میکند. گاهی ثابت میکند که اصلاح رفتار موکل ممکن بوده و انفصال غیرضروری بوده. گاهی ثابت میکند که تخلف اصلاً مشمول مجازات نبوده.
موفقیت در ابطال حکم انفصال، یعنی بازگشت به زندگی حرفهای. یعنی احیای حقوق از دست رفته. اینجاست که حضور یک وکیل دیوان عدالت متخصص و مجرب، تفاوت بین نابودی و نجات است.
ابطال کسر امتیاز یا توبیخ اداری
وقتی لکه ننگی کوچک، بزرگ میشود
کسر امتیاز و توبیخ اداری، ظاهراً مجازاتهای سبکی هستند. اما در عمل، پیامدهای سنگینی دارند. کسر امتیاز یعنی عقب ماندن از همکاران در ارتقای شغلی. توبیخ یعنی لکهای در پرونده که ممکن است سالها بماند.
بسیاری از کارمندان توبیخ میشوند به دلایلی که قانونی نیست: انتقاد از مدیر، افشای فساد، حمایت از حقوق همکاران یا حتی مسائل شخصی. وکیل دیوان عدالت میتواند این توبیخها را ابطال کند.
برای ابطال کسر امتیاز یا توبیخ، باید ثابت کرد که: اول، تخلف اثبات نشده یا اصلاً اتفاق نیافتاده؛ دوم، تشریفات دادرسی رعایت نشده؛ سوم، مجازات متناسب نبوده؛ چهارم، صلاحیت هیأت تخلفات زیر سؤال است.
در موارد زیادی، وکیل دیوان عدالت توانسته با اثبات اینکه توبیخ بر اساس گزارشات غیرموثق صادر شده یا بدون حضور موکل و دفاع از او بوده، رأی ابطال بگیرد. این رأیها نهتنها لکه را پاک میکند، بلکه اعتماد به نفس از دست رفته را بازمیگرداند.
بخش سوم: دعاوی اخراج و بازگشت به کار
الزام به بازگشت به کار پس از اخراج غیرقانونی
وقتی حقوق شغلی با یک بخشنامه ناپدید میشود
اخراج در ایران قانونمند است. نمیتوان هر کارمندی را به هر دلیلی اخراج کرد. اما متأسفانه برخی مدیران، با استفاده از بهانههای واهی، قراردادهای موقت، بخشنامههای داخلی یا فشارهای غیرقانونی، کارمندان را مجبور به ترک کار میکنند.
اگر شما احساس میکنید اخراجتان غیرقانونی بوده، وقت را تلف نکنید. وکیل دیوان عدالت میتواند با طرح دعوای الزام به بازگشت به کار، جریان را تغییر دهد.
این دعوا پیچیدگیهای خاص خود را دارد. باید ثابت کرد که رابطه کارگری و کارفرمایی وجود داشته، اخراج واقعاً صورت گرفته (نه استعفای اختیاری)، و اخراج فاقد وجهه قانونی بوده. گاهی نیاز به اثبات این است که “استعفا” در واقع اخراج تحت فشار بوده.
وکیل دیوان عدالت در این مسیر، از شما مدارک میخواهد: قرارداد کار، احکام کارگزینی، فیشهای حقوقی، نامهها و مکاتبات، شهادت همکاران و هر سند دیگری که رابطه کار را اثبات کند.
موفقیت در این دعوا، یعنی بازگشت به کار با تمام حقوق و مزایا. یعنی پرداخت حقوق ایام بلاتکلیفی. یعنی احیای حیثیت شغلی.
ابطال حکم بازنشستگی اجباری
وقتی زودتر از موعد، بازنشسته میشوید
بازنشستگی باید انتخابی باشد، نه اجباری. قانون سن و سابقه مشخصی برای بازنشستگی تعیین کرده. اما گاهی دستگاهها، به بهانههایی مانند “کاهش نیرو”، “بازسازی سازمانی” یا “نیاز به نیروی جوان”، کارکنان با سابقه را مجبور به بازنشستگی زودرس میکنند.
این اجبار، غیرقانونی است. وکیل دیوان عدالت میتواند با طرح دعوای ابطال بازنشستگی اجباری، جلوی این ظلم را بگیرد.
استدلالهای این دعوا معمولاً بر محور حقوق قانونی کارمند استوار است. حق داشتن شغل تا زمانی که توانایی انجام وظایف را دارد. حق برخورداری از مزایای کامل بازنشستگی در زمان مقرر. حق عدم تبعیض به دلیل سن.
در موارد زیادی، وکیل دیوان عدالت توانسته با اثبات اینکه بازنشستگی اجباری مغایر با قانون مدیریت خدمات کشوری و قانون تأمین اجتماعی است، رأی ابطال بگیرد و موکل را به کار بازگرداند.
ابطال حکم اخراج به دلیل غیبت
غیبتهایی که اخراجآور نیستند
غیبت از کار، تخلف است. اما نه هر غیبتی منجر به اخراج میشود. قانون شرایط خاصی برای اخراج به دلیل غیبت تعیین کرده: غیبت غیرموجه، متوالی، و بیش از حد مجاز.
اما گاهی کارمند به دلیل بیماری، فوت عزیزان، مأموریت اداری، بلایای طبیعی یا حتی بازداشت غیرموجه، غیبت داشته، اما مدیر آن را غیبت غیرموجه ندانسته و اخراجش کرده.
وکیل دیوان عدالت میتواند این اخراج را ابطال کند. با اثبات موجه بودن غیبت، با نشان دادن اینکه تشریفات انضباطی رعایت نشده، با اثبات اینکه مجازات اخراج متناسب نبوده.
در این دعاوی، مدارک پزشکی، گواهیهای اداری، احکام دادگاهها و هر سند دیگری که موجه بودن غیبت را اثبات کند، حیاتی است. وکیل دیوان عدالت با تجربهای که دارد، میداند کدام مدارک مؤثرترند و چگونه باید آنها را در دادخواست ارائه داد.
بخش چهارم: دعاوی مالی و حقوقی کارکنان
الزام به پرداخت حقوق و مزایای معوقه
حقوقی که متعلق به شماست اما پرداخت نشده
حقوق کارمند دولت، فقط رقم درج شده در حکم کارگزینی نیست. فوقالعادهها، اضافهکار، مزایای جانبی، پاداشها و حقوق ماههای معوقه هم جزو آن است. اگر دستگاهی از پرداخت هر یک از این موارد سر باز زند، کارمند حق شکایت دارد.
وکیل دیوان عدالت در دعوای الزام به پرداخت حقوق و مزایای معوقه، ابتدا محاسبه دقیق میزان مطالبات را انجام میدهد. سپس با مراجعه به اسناد و مدارک، اثبات میکند که این مطالبات واقعاً وجود داشته و پرداخت نشده.
این دعوا گاهی همراه با دعوای ابطال بخشنامههایی است که پرداخت را منع کرده. گاهی نیازمند استفساریه از مراجع قانونی است. وکیل دیوان عدالت میداند کدام مسیر کوتاهتر و مؤثرتر است.
نکته مهم این است که مطالبات مالی کارکنان دولت، مشمول مرور زمان نیست. یعنی هر وقت بخواهید میتوانید پیگیری کنید. اما تأخیر در اقدام، ممکن است اجرای رأی را دشوار کند. پس هرچه زودتر با وکیل دیوان عدالت مشورت کنید.
الزام به پرداخت اضافهکار و فوقالعادهها
اضافهکاری که ثبت نمیشود
کارمندان دولت گاهی ساعتها اضافهکار میکنند اما در حکم حقوقی ثبت نمیشود. گاهی در شرایط سخت کار میکنند اما فوقالعادههای مربوطه پرداخت نمیگردد. این تضییع حقوق، غیرقانونی است.
وکیل دیوان عدالت میتواند با طرح دعوای الزام به پرداخت اضافهکار و فوقالعادهها، این حقوق را احیا کند. اما این دعوا نیازمند اثبات دقیق است: اثبات انجام کار اضافی، اثبات شرایط سخت کار، اثبات عدم پرداخت.
مدارکی مانند برگههای حضور و غیاب، گزارشهای کاری، نامههای اداری و شهادت همکاران، در این دعوا حیاتی است. وکیل دیوان عدالت با تجربهای که دارد، میداند چگونه این مدارک را جمعآوری و ارائه کند.
الزام به پرداخت خسارت ایام بلاتکلیفی
وقتی بلاتکلیفی، خسارت دارد
اگر کارمندی به دلیل تصمیمات غیرقانونی مدیران، بلاتکلیف شود – نه کار کند و نه اخراج شود – حق دارد خسارت ایام بلاتکلیفی را مطالبه کند. این خسارت، جبران ضررهای مادی و معنوی ناشی از بلاتکلیفی است.
وکیل دیوان عدالت در این دعوا، باید ثابت کند که بلاتکلیفی ناشی از تقصیر دستگاه بوده، نه تقصیر کارمند. باید اثبات کند که کارمند آماده خدمت بوده اما دستگاه از بهکارگیری او خودداری کرده.
این دعوا معمولاً همراه با سایر دعاوی مانند الزام به بازگشت به کار یا ابطال اخراج مطرح میشود. وکیل دیوان عدالت با تنظیم دادخواست جامع، تمام خواستههای موکل را در یک پرونده پیگیری میکند.
بخش پنجم: دعاوی ساختاری و سازمانی
ابطال انتصاب غیرقانونی مدیر یا رئیس
وقتی کرسی مدیریت، حق دیگری است
انتصاب مدیران و رؤسا در دستگاههای دولتی، قانونمند است. باید شرایطی مانند سابقه، تحصیلات، صلاحیتهای حرفهای و گذراندن دورههای آموزشی داشت. اگر کسی بدون داشتن این شرایط منصوب شود، انتصابش قابل ابطال است.
وکیل دیوان عدالت میتواند با طرح دعوای ابطال انتصاب غیرقانونی، جلوی این تخلف را بگیرد. این دعوا معمولاً توسط کسانی طرح میشود که خود واجد شرایط بودهاند اما انتصاب به دیگری صورت گرفته.
استدلالهای این دعوا بر محور مغایرت با قانون استوار است: مغایرت با قانون مدیریت خدمات کشوری، مغایرت با آییننامههای استخدامی، مغایرت با اصل شایستهسالاری.
در موارد زیادی، وکیل دیوان عدالت توانسته با اثبات اینکه انتصاب بدون رعایت شرایط قانونی صورت گرفته، رأی ابطال بگیرد و موکل را به جایگاه حقوقی خود برساند.
ابطال آییننامه استخدامی مغایر با قانون
وقتی قانون زیر پای بخشنامه لِه میشود
دستگاههای دولتی گاهی آییننامههای داخلی تصویب میکنند که مغایر با قوانین بالادستی است. مثلاً آییننامهای که شرایط سختتری برای استخدام قائل شود، یا حقوق کمتری بدهد، یا امکان اخراج آسانتر فراهم کند.
وکیل دیوان عدالت میتواند این آییننامهها را ابطال کند. این دعوا، دعوای عمومی است و نفع آن به همه کارکنان یا متقاضیان استخدام میرسد.
برای ابطال آییننامه، باید مغایرت آن با قانون اثبات شود. وکیل دیوان عدالت با تسلط بر قوانین مادر و رویههای قضایی، میداند چگونه این مغایرت را نشان دهد. گاهی با استناد به اصل برابری، گاهی با استناد به حقوق شهروندی، گاهی با استناد به قوانین خاص مانند قانون کار یا قانون مدیریت خدمات کشوری.
الزام به تبدیل وضعیت ایثارگران به رسمی
حق فرزندان شهدا و ایثارگران
ایثارگران – فرزندان، همسران و والدین شهدا، جانبازان و آزادگان – حقوق ویژهای در قانون اساسی و قوانین عادی دارند. یکی از این حقوق، تبدیل وضعیت استخدامی از قراردادی یا پیمانی به رسمی است.
اما متأسفانه بسیاری از ایثارگران سالهاست در وضعیت غیررسمی کار میکنند. دستگاهها به بهانههای مختلف – کمبود مجوز استخدامی، نبود پست سازمانی، یا تفسیرهای نادرست از قوانین – از تبدیل وضعیت آنها سر باز میزنند.
وکیل دیوان عدالت میتواند با طرح دعوای الزام به تبدیل وضعیت ایثارگران به رسمی، این حق را احیا کند. این دعوا نیازمند اثبات سه چیز است: اول، ایثارگری موکل (با مدارک معتبر مانند کارت ایثارگری)؛ دوم، استخدام فعلی در دستگاه دولتی؛ سوم، امتناع دستگاه از تبدیل وضعیت.
در سالهای اخیر، آرای متعددی به نفع ایثارگران صادر شده. وکیل دیوان عدالت با تسلط بر این آراء و رویه قضایی، میتواند مسیر تبدیل وضعیت را هموار کند.
ابطال حکم تبدیل وضعیت از رسمی به پیمانی
وقتی امنیت شغلی سلب میشود
تبدیل وضعیت از رسمی به پیمانی، یعنی سلب امنیت شغلی. یعنی امکان اخراج آسانتر. یعنی کاهش حقوق و مزایا. این تبدیل، در موارد محدودی قانونی است، اما گاهی دستگاهها فراتر از این موارد عمل میکنند.
وکیل دیوان عدالت میتواند این تبدیل وضعیت را ابطال کند. با اثبات اینکه تبدیل بدون رضایت کارمند صورت گرفته، یا بدون وجود دلیل قانونی، یا با فریب یا اجبار.
این دعوا حیاتی است چون امنیت شغلی، پایهایترین حق کارمند است. وکیل دیوان عدالت با دفاع از این حق، آرامش خاطر و آینده شغلی موکل را تضمین میکند.
ابطال انتقال اجباری کارمند به شهرستان دیگر
وقتی انتقال، تنبیه میشود
انتقال کارمند باید بر اساس نیاز سازمانی باشد، نه تنبیه شخصی. اگر مدیر، کارمند انتقادگری را به شهرستان دورافتاده منتقل کند، این انتقال غیرقانونی است.
وکیل دیوان عدالت میتواند این انتقال را ابطال کند. با اثبات اینکه انتقال بدون نیاز سازمانی بوده، یا با هدف آزار و اذیت، یا بدون رعایت حق انتخاب کارمند.
مدارکی مانند سابقه اختلاف با مدیر، گزارشهای قبلی کارمند، وضعیت پست در محل جدید و شرایط خانوادگی کارمند، در این دعوا مؤثر است. وکیل دیوان عدالت میداند چگونه از این مدارک استفاده کند.
الزام به بازگرداندن به پست سازمانی قبلی
حق بازگشت به جایگاه قبلی
اگر کارمندی به هر دلیل – انتقال، تغییر ساختار، یا تصمیمات مدیریتی – از پست سازمانی خود کنار گذاشته شود، حق دارد به آن بازگردد. به شرطی که این کنارگذاری غیرقانونی بوده باشد.
وکیل دیوان عدالت میتواند با طرح دعوای الزام به بازگرداندن به پست سازمانی قبلی، این حق را احیا کند. این دعوا معمولاً همراه با سایر دعاوی مانند ابطال انتقال یا ابطال توبیخ مطرح میشود.
ابطال محرومیت از ارتقای شغلی
وقتی پیشرفت شغلی متوقف میشود
ارتقای شغلی حق هر کارمند است. اگر کسی به دلایل غیرقانونی – مانند انتقاد از مدیر، فعالیت صنفی، یا مسائل شخصی – از ارتقا محروم شود، میتواند شکایت کند.
وکیل دیوان عدالت میتواند این محرومیت را ابطال کند. با اثبات اینکه کارمند واجد شرایط ارتقا بوده، اما به دلایل غیرقانونی ارتقا نگرفته.
بخش ششم: دعاوی ایثارگری و حقوق خاص
الزام به صدور حکم کارگزینی
سندی که وجود ندارد
حکم کارگزینی، سند رسمی استخدام است. بدون آن، کارمند در سیستم اداری وجود ندارد. حقوق و مزایا پرداخت نمیشود. سابقه ثبت نمیگردد. اما گاهی دستگاهها از صدور این حکم سر باز میزنند.
وکیل دیوان عدالت میتواند با طرح دعوای الزام به صدور حکم کارگزینی، این مشکل را حل کند. این دعوا معمولاً همراه با دعوای الزام به استخدام یا ابطال آزمون مطرح میشود.
ابطال عدم پذیرش استعفای کارمند
وقتی نمیگذارند بروید
حق استعفا، حق هر کارمند است. اما گاهی دستگاهها به دلایل مختلف – کمبود نیرو، نیاز به کارمند خاص، یا حتی انتقامجویی – از پذیرش استعفا سر باز میزنند.
وکیل دیوان عدالت میتواند این امتناع را ابطال کند. با اثبات اینکه استعفا قانونی بوده، اخطار قانونی داده شده، و دستگاه بدون دلیل موجه از پذیرش آن سر باز زده.
الزام به اجرای حکم مراجع حل اختلاف کار
وقتی حکم اجرا نمیشود
هیأتهای حل اختلاف کار، مراجع قانونی برای رسیدگی به اختلافات کارگری و کارفرمایی هستند. اگر کارمندی رأی محکومیت کارفرما گرفت، اما کارفرما اجرا نکرد، چه باید کرد؟
وکیل دیوان عدالت میتواند با طرح دعوای الزام به اجرای حکم مراجع حل اختلاف کار، اجرای رأی را الزامی کند. این دعوا نیازمند اثبات وجود رأی لازمالاجرا و امتناع دستگاه از اجرا است.
الزام به اجرای قانون مشاغل سخت و زیانآور
حمایت از کارکنان آسیبپذیر
کار در مشاغل سخت و زیانآور – مانند معادن، کارخانههای شیمیایی، یا مراکز پرتوزا – حقوق ویژهای دارد: بازنشستگی زودتر، حقوق بیشتر، مرخصیهای طولانیتر.
اما گاهی دستگاهها این مشاغل را سخت نمیدانند، یا حقوق مربوطه را پرداخت نمیکنند. وکیل دیوان عدالت میتواند با طرح دعوای الزام به اجرای قانون مشاغل سخت و زیانآور، این حقوق را احیا کند.
بخش هفتم: دعاوی صلاحیت و هویت شغلی
ابطال عدم تأیید صلاحیت عمومی
وقتی صلاحیت زیر سؤال میرود
تأیید صلاحیت عمومی، پیششرط استخدام در بسیاری از دستگاههاست. اگر کسی صلاحیتش تأیید نشود، نمیتواند استخدام شود. اما گاهی این عدم تأیید، غیرقانونی یا غیرمنصفانه است.
وکیل دیوان عدالت میتواند این عدم تأیید را ابطال کند. با اثبات اینکه دلایل رد صلاحیت فاقد وجاهت قانونی است، یا بر اساس اطلاعات نادرست، یا با تبعیض.
الزام به صدور گواهی سابقه خدمت
سندی برای آینده
گواهی سابقه خدمت، برای استخدام جدید، بازنشستگی، یا اثبات تجربه کاری لازم است. اما گاهی دستگاههای قبلی از صدور آن سر باز میزنند.
وکیل دیوان عدالت میتواند با طرح دعوای الزام به صدور گواهی سابقه خدمت، این سند را اخذ کند. این دعوا معمولاً سریعتر از سایر دعاوی نتیجه میدهد.
ابطال رأی هیأتهای تخلفات اداری
وقتی هیأت، اشتباه میکند
هیأتهای تخلفات اداری، مراجع رسیدگی به تخلفات کارکنان هستند. اما گاهی این هیأتها هم اشتباه میکنند: صلاحیت ندارند، تشریفات را رعایت نمیکنند، یا رأی غیرمنصفانه صادر میکنند.
وکیل دیوان عدالت میتواند این آراء را ابطال کند. با اثبات نقص در تشکیل هیأت، نقص در رسیدگی، یا نقص در رأی.
بخش هشتم: دعاوی آییننامهای و بخشنامهای
ابطال آییننامههای مغایر با حقوق کارمندان
دفاع از حقوق جمعی
گاهی آییننامههای داخلی، حقوق گروهی از کارکنان را تضییع میکند. مثلاً آییننامهای که ساعت کاری را افزایش دهد، یا حق مرخصی را کاهش دهد، یا پاداش را حذف کند.
وکیل دیوان عدالت میتواند این آییننامهها را ابطال کند. این دعوا، دعوای عمومی است و نفع آن به همه کارکنان میرسد.
نتیجهگیری: چرا وکیل دیوان عدالت انتخابی استراتژیک است؟
در تمام این 25 موضوع، یک نکته مشترک وجود دارد: پیچیدگی. قوانین پیچیده، رویهها پیچیده، مدارک پیچیده، و زمانبندیها حساس. اشتباه در هر کدام از این موارد، میتواند به باختن پرونده منجر شود.
وکیل دیوان عدالت متخصص، کسی است که:
- قوانین را بهروز میداند
- رویههای قضایی را میشناسد
- مدارک مؤثر را میشناسد
- استدلالهای قوی ارائه میدهد
- در زمان مناسب اقدام میکند
- با موکل صادقانه ارتباط برقرار میکند
اگر شما با هر یک از این 25 موضوع روبرو هستید، دیر نکنید. مشاوره با وکیل دیوان عدالت میتواند مسیر حقوقی درست را نشانتان دهد و حقوق از دست رفته را بازگرداند.
عدالت، حق همه است. اما گاهی برای رسیدن به آن، نیاز به راهنما داریم. وکیل دیوان عدالت، همان راهنماست.
این مقاله صرفاً جنبه اطلاعرسانی دارد و جایگزین مشاوره حقوقی تخصصی نیست. برای رسیدگی به پرونده خاص خود، حتماً با وکیل متخصص مشورت کنید.